تبلیغات
1Engineer'sDailyNotes - حسرت های کوچیک
شنبه 19 اردیبهشت 1394  06:04 ب.ظ

تو زندگی ،چون ادما متفاوتن،واژه هام متفاوت براشون تعبیر میشه.میخوام اینجا معنای دیگه ایی از"حسرت"رو که تو زندگی خیلیهامون جاری هست بگم.
همیشه دلمون میخواسته  صبح زود از خواب بیدار شیم....همه دوست داریم سحرخیز باشیم...حتی واسش برنامه ریزی میکنیم...حتی روی کاغذ برناممون رو مکتوب میکنیم...صبح گوشی مبایل رو واسه 6:30تنظیم میکنیم...ولی بلند نمیشیم!!!این میشه که یه "سحر خیز بودن"تبدیل به یه حسرت میشه.
همیشه دلمون میخواسته صبحا ورزش کنیم ....حداقل نیم ساعت...دوست داریم صبحا بریم پارک یا مثلا تو فضای سبز خوابگاه کلی بدویم....ولی ورزش نمیکنیمو"ورزش صبحگاهی"تبدیل به حسرت میشه.
همیشه دلمون میخواسته در طول ۲۴ ساعت شبانه روزی دقیقا ۷ ساعت بخوابیم...دوست داریم ظهرها نخوابیم....ولی میخوابیم و حسرت داشتن"خواب مفید و به اندازه"به دل خیلیامون میمونه.
همیشه دلمون میخواسته فقط یک روز بدون هیچ پرش ذهنی و با تمرکز کامل درس بخونیم ولی هیچ وقت نشده که بشه....شاید خودمون حواسمون نباشه ولی در کل طول تحصیلمون با حسرت"با تمرکز درس خوندن"همرا هستیم.
میدونم که خیلیا مثل خودم همیشه دلشون میخواسته مطالعه ازد داشته باشن...زیاد کتاب بخونن...برن سایتای مختلف و مفید چیز میز یاد بگیرن...سرچای مفید بزنن...اتفاقا اغلب بچه های مهندسی یا رشته های غیرتجربی به اطلاعاتی که مربوط به فیزیک بدن میشه علاقه مندن...به شخصه همیشه دوست داشتم از مسایل این مدلی اطلاعات پایه رو بدونم....
چندتامون فوتوشاپ بلدیم؟!!!چندتامون تا حالا به ورزش مورد علاقمون پرداختیم...بلند شدیم همت کردیم هفته ایی یه بار رفتیم استخر؟ هان؟؟
به اینا میگن "حسرتهای کوچیک "شایدم خیلی خیلی کوچیک.حسرتای کوچیک اما سمی...همیشه داشتن خونه ی میلیاردی،داشتن تحصیلات عالی،داشتم ننه بابای دکتر،رفتن به دیدنی ترین کشورهای دنیا،داشتن چشمای عسلی و خمار ،حسرت نیست....
گاهی اوقات اصلا حواسمون نیست یه گونی به چه سنگینی رو داریم هر روز رو دوشمون حمل میکنیم...گونی که پر شده از حسرتای کوچیک....حسرتایی که واقعا میشه که نباشن...
کارای کوچولویی که به هر دلیلی انجام ندادیم تو زندگی هممون هست....اونایی که تو زندگی شما هست چیه؟


نظرات()   
   
موشك
چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 07:35 ب.ظ
برو صفحه اول سایت بلاگفا ببین چی شده :(((

دو هفته است این جوریه
پاسخ مدیر جوان : اوه...اره دیدم هیچ کدوم از بچه های بلاگفا اپ نکردن...
امیر حمید
چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 02:08 ب.ظ
مهندس پست جدید نمیزاری ایا؟
سه شنبه 22 اردیبهشت 1394 03:03 ب.ظ
دلم میخواد دستم بره تو جیب خودم.
از نظر مالی هیچ مشکلی ندارم و وضع مالی بابام خوبه...خودم خوشم نمیاد ....
شاید اینم یه حسرت باشه...
شاید یه حسرت که میتونه به هدف تبدیل بشه...
سهیلا
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 10:14 ب.ظ
حسرتای بزرگ ترم تو زندگی هست...
ولی به نظرم با برطرف کردن همین حسرتای کوچیک و سمی ادم بیشتر از گذشته احساس خوشبختی میکنه...
اینا تو احساس خوشبخت کردن خیلی مواثر هستن
همین ورزش کردن...همین مطالعه
موشك
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 07:54 ب.ظ
موضوع جالبی ! من اگه حسرت هام رو بنویسم حجمش دقیقا اندازه زندگی نامه ام میشه ! دقیقا میشه اندازه خاطراتم از زمانی كه یادم میاد تا حالا !

ولی یكی از مسخره ترین حسرتام اینه كه یه كیلو هسته زرد آلو بخورم

یه كیلو از هر چیزی رو میشه پیدا كرد اما هسته ی زرد آلو فروشی تا حالا ندیدم .
به نظرم از بادوم و پسته و ... خوشمزه تره

راستی یه حسرت دیگه هم اینه كه بلاگفا درست بشه . یه هفته است تركیده :(
پاسخ مدیر جوان : کجایی مهندس؟ نه پست میزاری.... نه میشه واست کامنت گذاشت و حالتو پرسید!احوالات مهندس
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 06:29 ب.ظ
خانوم مهندس به نظرم تنظیم کردن خواب از هر چیزی واجب تره...
چون اغلب از افراد زیادی شنیدم که بی نظمی در زندگی از بی نظمی در خواب شروع میشه
lolo
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 03:44 ب.ظ
مطالعه ازاد رو خیلی خیلی موافق هستم.
saly
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 11:46 ق.ظ
salam..
to zendegi hamamon por az karaye kocholo anjam nashodast
msalan hamon ketabi ke ba koli shogh mikharimesh vali hamishe faghat fasle avlesh khonde mishe...ma baghi dare to ketabkhone khak mikhore...
bayad fekri kard
امیر حمید
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 10:37 ق.ظ
سلام....
اره ...زندگیمون پر از حسرتای کوچیک و به قول شما سمی هست...
حسرت دقیقا سه بار در طول روز مسواک زدن....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.