تبلیغات
1Engineer'sDailyNotes - تصور کن اگه حتی ....تصور کردنش سخته
چهارشنبه 26 فروردین 1394  11:18 ق.ظ

چهار شنبه هفته قبل بود...حداکثر تا پایان روز باید عذا رزو میکردم که شنبه غذا داشته باشم...هیچی دیگه بلند شدیم مثل یک فروند دانشجوی  موادب و منضبط رفتیم سیستم جامع سماء که غذا رزرو کنیم....اقا شام سه شنبه زده بود مرغ سوخاری!!!!
گفتم یا للعجایب....این دیگه چیه؟!!!...سابقه نداشته به ما با کلاس تر از کوکو سیب زمینی بدن!!!
 یا پیغمبر.....یعنی چه طور شده؟ سلف متحول شده....نکنه برمیگرده به مذاکرات تیم هسته ایی و۱+۵!!!!!
دیدن واژه ی"مرغ سوخاری" همانا....سیر کردن من توی رستوران هفت خان شیراز همانا...قشنگ خاطره ی موقعی که رفتم اونجا بعد اون مرغ سوخاری شده لذیذ و ترد رو گاز میزدم...بعد اون مزه ایی که داشت....بعد اون بویی که داشت....بعد اون قارچ سوخاریه...وای قبلشم سیب زمینی سرخ کرده از همونا که پفکی شده بود...(شما تصور کن یک دانشجو تا چه حد میتونه قانع باشه که حتی با دیدن فقط یک  واژه ،طوری خاطراتش زنده شه که از لحاظ غذایی کلا تو اون لحظه ارضا شه....شما فکر کن!!!!)
هیچی دیگه... ما برای زنده نگه داشتن یاد و خاطره ان مرحوم (مرغ سوخاریه که تو رستوران خوردم) و جهت بزرگ داشتن وی ، اون تیک مرغ سوخاری رو جهت رزروش واسه وعده شام سه شنبه زدیم....

شد سه شنبه....حوالی ساعت ۱۹:۳۰بود....گرسنه ام شد...بلند شدم رفتم چند تا دونه شیرینی خوردم...دیدم نه عامو ...فایده نداره.....این دل من کلا شام میخواد....
بلند شدم با اشتیاق وافی و کافی رفتم سلف جهت تناول کردن مرغ سوووووووخااااااااریییییی....
چشمتون روز بد نبینه....اقا نصیب گرگ بیابون نشه
....اقا این مرغه شیرین یه ۴۰ تایی میزد...در سن ۴۰ سالگی  جان به جان افرین تسلیم نموده بود.....
حالا ما هی میخوایم یک فروند دانشجوی موادب و منضبط باقی بمونیم مگه این مرغه میزاشت...مگه میشد...البته طرز پخت سلف و اون روغنی که ۵۰۰ تا رون و سینه توش سرخ میکنن بعد تازه واسه  سرخ کردن سیب زمینی های فردا هم نگه میدارن بی تقصیر نبودااا...
اقا ما هر چی با قاشق و چنگال وتمام امکانتمون میریم تو مرغه فایده نداره...یه تیکش هم کنده نمیشه...گفتم الانه که این قاشق های پیزوری سلف از وسط نصف شه...حق الناس بیفته گردنمون...
بیخیال هر چی امکانات بود شدیم...هست میگن نبود امکانات انسانهارو خلاق میکنه هااااااا...قصه ی ما بود....تصمیم گرفتم با دستام خدمتش برسم...
ما که شانس نداریم، گفتم الان یکی میبینه بعد میگه:اااااااااا فلانی رو تو سلف دیدم نمیدونی چطور با اون دستاش افتاده بود رو غذا ....نزدیک بود  دو تا گاز هم به میز و صندلیای سلف بزنه....جهت ارزیابی موقعیت...یه نگاه به چپ....یه نگاه جلو ...یه نگاه به راست....دیدم ای دل غافل ما از قافله عقبیم....اصل ملت دارن با دست میخورن.....
مام دل رو زدیم به دریا...شروع کردیم...یعنی من در تمام طول مدت خوردن داشتم به این فکر میکردم که اینا بین غذای اصلی و اون مخلفاتش(مثلا خیار شور ،گوجه،سالاد و....)چه نسبتی برقرار میکنن که تو هر طورم این خیار شور و گوجه رو تقسیم کنی اخر نصف غذاتو باید با نون خالی بخوریی!!!!!!
بعد خوردن غذا خیلی شیک و مجلسی خداوند رو به خاطر داشتن یک همچین سلفی که حتی به تقویت عضله های فک و صورت ما هم توجه وافی و کافی رو داره سپاس گفتم...مرغ که نبود لا مصب تایر ماشین بود....فقط فکم تقویت شد.....همین!!!

نتیجه فلش یا ایهاالذین که از دانشگاه برمیگردی بعد روی تشک نرمت در سکوت کامل با هر زاویه ایی که دلت بخواد میگیر ی دو ساعت شیرین میخوابی....
بعدش مامانت میگه :الان نهار بیارم....داد میزنی:نه ه ه ه ه ه ه ه ،یه ساعت دیگه ه ه ه ه....
بعضی جاها بعضی افراد هستن که .....(بقیه شو خودتون میدونین...)


یه سر به ادامه مطلب بزنید



گل دانشگامون
گلای رازقی دانشگامون....
واس ماس...
کلش واس ماس...






  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 26 فروردین 1394
  • برچسب ها:دانشگاه ،
نظرات()   
   
موشک
چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 09:12 ب.ظ
فقط اونی اومده که گفته بودی خوندمت . خدا این بلاگفا رو لعنت کنه . حالا اگه سختت میشه نمیخواد خودت رو اذیت کنی دوباره
پاسخ مدیر جوان :
یک ذهن خسته
یکشنبه 30 فروردین 1394 03:01 ب.ظ
چقدر دانشگاتون قشنگه.....
باشه...کلش واس شما
خوب خودتون غذا درست کنین اگر غذای سلف خوب نیست
پاسخ مدیر جوان : سلام....
چی گفتییییی؟خودم درست کنم؟
سهیلا
پنجشنبه 27 فروردین 1394 04:48 ب.ظ
سلام خانم مهندس... خوبی... چه خبر؟
این گل ها اسمشون گل آبشاری هست نه رازقی
پاسخ مدیر جوان : سلام سهیلا...خوبم...ت. خوبی؟
ااااااااااااا......جدی.....
دوستان این گل ابشاری هست
موشك
پنجشنبه 27 فروردین 1394 04:38 ب.ظ
سلام

چه دانشگاه قشنگی دارین . مال ما اصلا از این چیزا نداره. همش چمنه . انگار چراگاهه . غذای همه دانشگاه ها همینه . تازه همین مرغ سوخاری هم به ما نمیدن . یكی از فانتزی های من اینه یه بار پیتزا بدن ولی عمرا .
پاسخ مدیر جوان : سلام....
مرسی.. آره باهنر سرسبز هست....
سلف خر است
مریم
پنجشنبه 27 فروردین 1394 08:33 ق.ظ
سلام مهسا جووووووون.
چه خاطره ایی واست درست کرده این مرغه...
مگه مرغم میتونه 40سالش باشه؟ آره واقعا؟
پاسخ مدیر جوان : سلام مریم خانم....تو چند بار چند بار سلام میکنی
بابا خاطره کجا بود...این طور بخوای حساب کنی ما توی این چهار سال روزی سه تا خاطره معده سوراخ کن داریم....
lolo
چهارشنبه 26 فروردین 1394 03:33 ب.ظ
میگم مهندس شما که از پاییز و زمستون خوابگاتون برامون عکس گذاشتید.لطفا از بهار خوابگاتونم بزارید
پاسخ مدیر جوان : اگر حوصله اجازه بده چشم....این روزا هوای بیرون و محیط خوابگاه عالی هست....
سرسبز ....پر از اواز گنجشک....
مریم
چهارشنبه 26 فروردین 1394 03:27 ب.ظ
سلام مهسا جووووووووننن.
خوبی؟چه خبر؟
وای خیلی خندیدم..چه باحال توصیف کردی...
مرغه 40 ساله هم مگه داریم؟
وای چه گلهای قشنگیییییی....خدااااااا
خوشششش به حالتتتت...
پاسخ مدیر جوان : سلام....
بعله داریم....بیا سلف ما یه نیمه پختشو میدم نوش جان کنی ....
lolo
چهارشنبه 26 فروردین 1394 03:23 ب.ظ
سلام خانم مهندسسسسس....

خیلی بامزه بووووووود.....
احتمالا این مرغ سوخاری که نبوده همون مرغ عادی سرخ کردنی بوده....
پاسخ مدیر جوان : احتمالا....نامردا گولمون میزنن...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.