تبلیغات
1Engineer'sDailyNotes - دانشجویی
پنجشنبه 26 شهریور 1394  05:47 ب.ظ

++یعنی واقعا بعضی از اساتید ریاضی یه جورین...یعنی نه خودش میفهمه چی داره میگه نه ما...سواد دارن...و اینقدر ریاضی خوندن اصلا شبیه این فلسفه گرهای خبره شدن...دو تا کلمه حرف میزنه چهار تا جمله منبع میگه!!! یه جمله محاوره میگه بعد از منظر فلان فرد مسیحی که بعد ها به دار اویخته شد بررسیش میکنه!!!بعد اینقدر از این طرف کلاس رفت اون ور کلاس بعد از اون ور کلاس اومد اینور کلاس... من نمیدونم اخه این خودش سرگیجه نگرفت...نه واقعا نگرفت؟ پنج دقیقه شمردم شد 44 بار رفت و امد دیدم در حد توانم نیست ادامه ندادم...
++جلسه اول که تشکیل نشد...جلسه دوم رفتم...دیدم باز مثل جلسه اول نه بچه هاهستن نه استاد...شاکی رفتم دفتر بخش ...گفتم:ببخشید کلاس اقای محمدی مثل جلسه اول تشکیل نمیشه؟!!  یه نگاه کرد...گفت:خانم کلاس 13:30 تا 15:30 بود...تشکیل شد تموم شد رفت...و من اینجوری مسیر دانشکده تا خوابگاه را مورخ 21 شهریور 94 ساعت 15:30 به وقت رسمی ایران طی کردم!
++یعنی یک ساعت و نیم کلاس بود مگه این ابرو گذاشت واسه من...گرسنگیم به درک...اینکه هیچی از کلاس نفهمیدم به درک...این بغل دستیم اینقد نگاش کردم که مطمئنم جلسه بعد منتظره  ازش خواستگاری کنم...اخه این کافر یه جوری لامصب صدا میده و ابروریزی میکنه که ادم به قیافه بغل دستیش نگاه میکنه ببینه واکنش اون چیه...شنیده یا نه؟....اگر میشد میکشیدمش بیرون میگفتم ناموسا خیلی نامردی...فقط سه ساعت از صبحانه میگذره...این همه میگو بهت دادم بی معرفت...(غذای مورد علاقش میگو هست)...صبحانه مفصل زدماااااا...غذای شاهی...تخم مرغ... بعد از اتمام کلاس با سرعتی رفتم سلف که فکر کنم هر کی دید فکر کرد دستشویی دارم!!!
++یک دسته از اولین گروهی که در قیامت وارد جهنم میشن،اساتیدی هستن که کلاسشون ساعت 7:30 هست و کاملا ریلکس نمیان!..البته تبصره داره اونم اینکه من دانشجوی اون استاد باشم و خیلی استثنایی شب قبلش دیر خوابیده باشم و خیلی استثنایی دلمان خواب صبحگاهی بخواد...
++و داشتن هم خوابگاهی یکی از بهترین تجربها در زمینه روابط بین انسانی در زندگیست...تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته ...هم خوابگاهی رو که رپ دوست داره اونم بدون هندزفری!!!
++ساعت 15:30 تا 17:30 انقلاب دارم...بعد یه لحظه دیدم دیرم شده...تند تند نماز بخون..لباس بپوش...تند تند از خوابگاه برو بیرن....یکی نیست بگه :به کجا چنین شتابان ؟ ...وقتی نه دانشکده رو میدونی نه شماره کلاس رو....اصلا هم حواسم پرت نیست!!!اصلا هم یادم نرفته بود کجا کلاس دارم!!!
++وقتی تو صف سلف وایسادم که غذا بگیرم...موقعی که نوبتم شده و جلوی پیشخوان ایستادم...وقتی اون ملاقه رو زیر اون باکس خورشت میزنه که موادی به غیر از اون 10 سانت روغنی که روی ظرف ایستاده واسه من بریزه تو ظرف...دلم برای معدم برای پوستم برای این موها...کلا برای همه چیز میسوزه!

در کل زندگی دانشجویی رو عشقه{ایکون هپی و حس عالی}
اتاق



نظرات()   
   
متر سنج
دوشنبه 4 آبان 1394 10:31 ق.ظ
تصویر خیلی نوستالوجیک بود!
پاسخ مدیر جوان : قابل نداشت :)
مترسک
یکشنبه 29 شهریور 1394 08:35 ق.ظ
خدا از دهنت بشنوه
عولوژی
یکشنبه 29 شهریور 1394 12:27 ق.ظ
جسارت ِ بنده ی حقیر رو ببخشید، اما فلسفه گر معنا نمی ده! بهتره از کلمه ی " فیلسوف " استفاده کنید. :)
پاسخ مدیر جوان : :|
:))))مرسی دوست عزیز
مترسک
شنبه 28 شهریور 1394 06:47 ب.ظ
میگما، چیزه نه یعنی این‌که من فضول نیستما، اما چه جوری بگم...؟ معشوق من توی این تصویره نمی‌تونم ازش چشم بردارم... مک‌بوک ایر...
پاسخ مدیر جوان : ببین...ببین......مگه خودت ناموس...الله اکبر...
میخریش
a
شنبه 28 شهریور 1394 01:10 ب.ظ
با سلام خاطره‌ی زیبایی بود قدر این دوران رو بدونید یه زمانی میرسه که آدم حسرتش رو می‌خوره امیدوارم موفق و پیروز باشید.
پاسخ مدیر جوان : ان شاء الله که خوب استفاده کنیم تا به جای حسرت حس افتخار و عزت باقی بمونه
هولدن کالفیلد
جمعه 27 شهریور 1394 10:26 ب.ظ
خر خون! رفتی دانشگاه!؟
پاسخ مدیر جوان : نیستم...
Yes
محمدعلی
جمعه 27 شهریور 1394 06:30 ب.ظ
ایول زندگی دانشجویی :)
پاسخ مدیر جوان : ایول:)
موشك
جمعه 27 شهریور 1394 06:01 ب.ظ
عالی بود . همه ی دانشگاه ها همینه مهندس .

من كلاس ها رو قبل حذف و اضافه میپیچونم چون قبل از حذف و اضافه كسی لیست نداره . حالا استاد ریاضیات مهندسیمون تو خیابون نزدیك دانشگاه من رو دیده میگه چرا كلاس نبودی ؟ من از آموزش یه لیست اولیه گرفتم اسمت بود

اصلا فكر نمیكردم لامصب انقدر دقیق باشه

میخوام این ترم خودكشی كنم برای بالای ١٨/٥ . اگر شد كه هیچ اگر نشد از رو پل جلو دانشگاه خودم رو میندازم پایین ! كلی هم معروف میشم . فقط این شرط رو دارم به تو میگم . اگه خودم رو انداختم پایین و تو روزنامه پشت سرم حرف زدن كه عاشق شده بوده تكذیبش كن و علت خودكشی رو بهشون بگو
پاسخ مدیر جوان : این نمونه اساتید هم یه دسته دیگر از جهنمیا هستن دوست عزیز.
این خودکشی عالیه...دانشجویی یعنی دانش جویی.
احتمالا یه پست بزارم و بلاگرهایی که دانشجو هستن رو دعوت کنم به کورس معدل...هر کی شرکت کرد پایان ترم باید وجدانی بیاد معدلش رو بگه...به صورت ناشناس هم میتونن شرکت کنن...
راستی واسه وبلاگت نمیشه کامنت گذاشت
ادم
جمعه 27 شهریور 1394 08:36 ق.ظ
زندگی دانشجویی عالیه عااااالییییییی.
عاشقشم....با تمام مشکلاتی که هست ولی بازم به اینکه بخوام تو خونه بابات باشی تریحش میدم...با تمام روغنایی که به خوردمون میدن...با تمام بحثایی که سر ظرف شستن میشه و بعدش کلی میخندیم....وقتی در حد ترکیدنن موقع شام میخندیم.....خوابگاه عاللللییییییههه
دانشجو که خوابگاهی نباشه دانشجو نیست
پاسخ مدیر جوان : عالیه...دوسش دارم:)
لورازپام
پنجشنبه 26 شهریور 1394 10:27 ب.ظ
آخ آخ امان از غذاهای پر چرب دانشگاه
پاسخ مدیر جوان : پر چرب ...پر روغن...پر نمک...پر کافور!!!
دکتر سین
پنجشنبه 26 شهریور 1394 08:41 ب.ظ
عخی‌ی‌ی‌ی! دوران ابتدای دانشجویی! دلم هوای اون دوران رو کرد! چقد کوچولو بودیم و چقد دغدغه‌هامون قد مغز کوچیکمون بود! خخخخ
+ سوءبرداشت نشه‌ها! خودمو می‌گم! :|
+ البت الان مغزم و به تبعش دغدغه‌هام اندکی بزرگ‌تر شده! :|
پاسخ مدیر جوان : بسیار عالی...البته از ابتدایی یه خورده کذشته
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.