تبلیغات
1Engineer'sDailyNotes - هیولای دریا
شنبه 10 مرداد 1394  05:20 ب.ظ

سلام به همون چند تا دونه مخاطبی که این وبلاگ داره.با بقیه هم نه سلام داریم نه چیز دیگه.اصلا قهریم.
کتاب "هیولای دریا"رو خوندین؟
این کتاب نوشته "ژول ورن"نویسنده مشهور فرانسوی هست.رمانهای ژول ورن ،از توصیفات بسسسیار قوی برخوردار هست...به شدت هر مکان ،شی و فردی رو با جزئیات فراوان و دقیق توصیف کرده...جوری که اگر به رمانهای تخیلی و ادبیات داستانی علاقه ندارید این کتاب رو اصلا بهتون پیشنهاد نمیکنم . قریب به دو سوم حجم کتاب فقط توصیفات دقیق و دادن طول و عرض جغرافیایی مشخص هست.
کتابی که بنده خوندم ترجمه فروردین پارسای و ناشرش هم دبیر بود ولی خوب دفعه اول این کتاب تحت عنوان "اژدهای دریایی"و انتشارات ئاییز نشر شده.
برای کسایی که به رمان  و داستان نویسی علاقه دارن و دوست دارن تو این زمینه پیشرفت کنن پیشنهاد میکنم چون این کتاب به خواننده یاد میده که نویسنده، با توجه به موضوع، باید چه چیزهایی رو توصیف کنه که دقیقا خواننده فضا رو به طور کامل مجسم کنه.میتونید با ژول ورن استارت بزنید ولی ممکنه خسته شید.
چیز که توی این رمان خیلی قابل تحسین هست اطلاعات عمومی خیلی زیاد ودقیق اقای ژول ورن هست.
و یه چیزی که برای خود من جال بود اینکه اعضای کشتی برای تهیه غذا
{ادامه مطلب}

شکار دریایی میکنن اونم چی:بزغاله دریاییُگرگ دریایی و...چیزایی که من تا به حال نشنیدم...شما شنیدین؟

خلاصه ی داستان رو براتون میگم که اگر جذب شدید برین بخونین.
ماجرا از این قراره که کشتی"سنت انوک"  قراره یه سفر دریای برای صید نهنگ در اقیانوس ها داشته باشه."سنت انوک"یکی از بزرگترین کشتیهای چند صد تنی هست که افتخارات زیادی در سالهای گذشته در زمینه صید نهنگ کسب کرده.در اخرین لحظات بلاخره کادر کشتی تکمیل میشه و ناخدا "بورکار"  علی رغم میل باطنیش،اجازه ورود به  فردی ، تحت عنوان استاد "کابیدولن"برای گرفتن روغت نهنگ و پر کردن چلیکها میده...هیچ ناخدایی دوست نداشته با "کابیدولن"در یک کشتی باشه...چون "کابیدولن"معتقد ست که تمام موجودات دریایی رو از نزدیک دیده به جز"هیولای دریا".معتقد هست این اخرین سفر زندگانی او خواهد بود و کل افراد "سنت انوک" دراثر هیولا خواهند مرد و این کشتی بازگشتی نخواهد داشت....این اعتقادات باعث تضعیف روحیه ی ملوانان و چنگک اندازان هست،در عین حال عده ایی هم اون رو مسخره میکنن.
تا اینکه "سنت انوک
"در اوایل، صید خوبی داره، نهنگ هایی به طول سی متر رو صید میکنه، ولی اوضاع اینطور باقی نمیمونه و خبری از هیچ نهنگی نیست!!!یعنی چه چیز باعث فرار و وحشت نهنگها از اقیانوس ارام شده؟ایا حق با استاد"کابیدولن"هست؟

بخش خیلی کوچولو از کتاب رو میزارم براتون.

معاون ناخدا گفت : چه وجود این هیولا صحت داشته باشد یا نه،من فکر میکنم در تصمیم ما برای عزیمت تغییری نخواهد داد.
ناخدا : ابدا،من دلیلی نمیبینم که نقشه ی خود را عوض کنم.
ناگهان"الوت"فریاد زد : اگر این هیولا صحت داشته باشدحتما "سنت انوک" را خواهد بلعید،درست مثل یک سگ ماهی که یک تکه پیه را میبلعد.
دکتر"فیل هیول"گفت : از ان گذشته افکار عمومی را نیز باید در نظر گرفت.
ناخدا گفت : این عقیده ی من است و تغییر هم نخواهد کرد،ما پسفردا به دریا خواهیم رفت.
استاد"اولیو"به "کابیدولن"گفت : خوب پیرمرد همه عزیمت خواهند کرد و اگر پشیمان شوند...
کابیدولن : دیگر خیلی دیر است.
اولیو : پس ایا نباید اصلا به سفر رفت؟
کابیدولن : هرگز.
اولیو : پیرمرد مغز تو کار نمیکند.
کابیدولن : تو اعتراف خواهی کرد که بین ما دونفر انکه مغز دارد منم.
اولیو : خواهیم دید...



  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 28 مرداد 1394
نظرات()   
   
آلبرت
چهارشنبه 14 مرداد 1394 01:11 ب.ظ
در مورد کدوم دروغ حرف میزنی ؟؟؟
پاسخ مدیر جوان : هیچی .اشتباه شد
آلبرت
سه شنبه 13 مرداد 1394 07:31 ب.ظ
از آلبرت به بچه های باهنر کرمان
من عمدتا نمایشنامه میخونم
و من الله توفیق
پاسخ مدیر جوان : خیلی هم عالی
موشك
یکشنبه 11 مرداد 1394 01:08 ب.ظ
سلام مهندس

من دور دنیا در 80 روز رو 3 سال پیش خوندم خییییلیییییی خوشم اومد . اینم میرم بخرم . من ژول ورن رو خیلی دوست دارم
پاسخ مدیر جوان : سلام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.